<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>قاصدک</title>
<link>http://ghacedak.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 17 Mar 2009 13:01:46 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>باز هم 4 شنبه سوری و باز هم باغ سنگ!</title>
<link>http://ghacedak.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>با سلام مجدد راستش نمیخوام الان تو فاصله یکی دو ساعتی مونده به سالگشت واقعه تاریخی 22 بهمن به بازکاوی اون بپردازم اما خوب میتونم بگم 5 سال پیش تو این مکان که ما زندگی میکنیم که به اصطلاح جز مناطق .... هست و در وسط شهر و در محاصره  آپارتمانهای نخراشیده بسی جای عجب داره اینکه چی شد و کی کرد رو وللش به این دارم فکر میکنم تاکی ساکنان این منطقه میخوان شاهد حضور جمعی اراذل و اوباش از جای جای شهر و روستای شهرستان ساری و حتی شهرستانهای مجاور باشند ؟! البته من مخالف آیین ها و سنت ها نیستم اما ای کاش شما هم 2 ساعت قبل از 4 شنبه سوری یه نگاه به این منطقه بندازید و فردا هم یه سر بزنید اینجا ببینید این خیابون همون خیابون دیروزه یا .... پارسال که دوستانه اراذل زحمت درخت سر چهارراه رو کشیدن و دمشون گرم کیوسک تلفن منطقه رو از کار انداختند امسال چه گلی بزنند خدا می دونه؟!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;فقط ای کاش اون دوستانی که تو ساختمونهای اطراف یه سری اعلامیه در مورد قوانین و مجازات و از این چیزهای 4 شنبه سوری ریختند و رو شیشه مغازه ها پوستر خطرات 4 شنبه سوری رو چسبوندن  می دونستند که 90 درصد این اشخاص که تو این خیابون جمع میشن اهالی با فرهنگ و مودب این منطقه نیستند که بخوان از این جور چیزها آگاه بشن.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;فقط امیدوارم  امشب اتفاقی برای کسی نیافته &lt;/p&gt;&lt;p&gt;تابعد......&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 17 Mar 2009 13:01:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghacedak&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>ghacedak</dc:creator>
<guid>http://ghacedak.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>22 بهمن ، دهه فجر ، انقلاب و ...</title>
<link>http://ghacedak.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;راستش باز هم دهه فجر اومد و من رو یاد یه خاطرات زیبای دوران کودکی و نوجوانی ام انداخت&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;یادم نمی ره اون وقتها دهه فجر دهه شادی بی وصف همه دانش آموز ها بود شوق از یک سری تکاپو در عرصه فعالیتهای اجتماعی همه دوست داشتن یه جورهایی تو این جشن &lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;شرکت کن هر کی یه چیز می آورد تا کلاس رو تزیین کنه تازه بین کلاسها رقابتی می شد که  کی بهتر تزیین کرده تو این دهه مسابقات و جُنگ های شادی به اوج خودشون تو روز 21 بهمن می رسیدند و 22 بهمن هم اوج خوشحالی بچه ها بود.....&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;اما آیا حالا هم این طوره؟!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;راستش نمی دونم چرا اما حس میکنم بیشتر این دهه تبدیل به یک سری اقدامات تشریفاتی شده انقدر مردم غرق در شادیهای کاذب شدند که دیگه یه مسابقه خوردن سیب بدون کمک از دست، اون ها رو شاد نمی کنه انقدر دنبال lcd و ماشین با کلاس و آخرین مدل پرده و مبل کلاسیک و .... شدند که یادشون رفت میشه با یک لطیفه هم خندید انقدر جبهه تبلیغات غربی کار کرد تا بزور به مردم القاء کنه که تنها راه شادی به واسطه گناه هست، چند وقت پیش داشتم با خودم فکر میکردم: خدایا چرا ؟! چرا ما 8-10 سال پیش انقدر راحت شاد میشدیم انقدر راحت خوشحال بودیم و انقدر راحت زندگی میکردیم اون موقع هم ما داشتیم تو سایه همین نظام با هزاران مشکل و بدبختی دست  و پنجه نرم میکردیم اما وقتی بابا مون ساعت 6.5 - 7 میومد خونه کلی خوشحال میشدیم  راستش تو همین فکرها بودم و خاطرات ساده اما شیرین عمرم رو روق میزدم که ناخودآگاه قطرات اشکم جاری شد با خودم گفتم چی میشد ما الان ماشین و خونه و  هزاران توقع دیگه نداشتیم اما با یه جوک ساده قهقهه میزدیم  و انقدر هم به هزاران نفر فحش و بد و بیراه نمیگفتیم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;راستش شاید بپرسید چه ربطی داشت به دهه فجر !!!!   باید بگم  ربطه بر میگرده به آموزه هایی که امام به ما یاد داده بود یعنی ساده زیستی، محبت و صمیمیت ،صلح ، صفا و خیلی چیزهای دیگه که الان رو طاقچه ذهنمون  داره خاک میخوره الان ذهن جوون های ما رو با هزاران بسته خوش  پکیج خوش فرم اما با درونی  تعفن آور پر کردن، امروز دیگه نمیشه مثل اون قبل شاد شد چون یادمون رفت که اصلا شادی و مهربونی یعنی چی؟!! &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;امام اومد و به ما یاد داد که با شکم گرسنه هم میتونیم شاد باشیم ، حال اینکه خیلی هامون  با کلی امکانات رفاهی هم تو حال حاضر بلد نیستند لبخند بزنند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;یادمون نره که این امام بود که با اومدنش به همه اجازه حرف ردن داد حتی اون کسی که با دیدن وبلاگ ما 4 تا فحش هم به ما میده&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;یادمون باشه همیشه و همیشه دهه فجر برامون مبارکه&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;و یادمون نره که: شکر نعمت نعمتت افرون کند    کفر نعمت از کفت بیرون کند&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;شاید مضحک باشه اما باید به دوستانی که از عالم و آدم طلبکارن بگم که اگه قدر اون چیزایی که دارید نمی دونید چیزهایی رو از دست خواهید داد که قدر شون بیشتر از صندوق آمال شماست.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 03 Feb 2009 11:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghacedak&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>ghacedak</dc:creator>
<guid>http://ghacedak.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توضیحات</title>
<link>http://ghacedak.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>راستش باید بگم بعد امتحانات فرصت کردم بیام و 2 توضیح رو خدمتتون بدم:&lt;/p&gt;&lt;p&gt;1- مطلب ارسالی با عنوان   &lt;a href=&quot;http://ghacedak.blogfa.com/post-21.aspx&quot;&gt;محرم چگونه بود و ما چگونه باشیم؟&lt;/a&gt;   توسط دوست عزیزم مصطفی هرسینی تهیه و تنظیم شد و اون رو هم   تو تیراژ بالا توزیع کردیم ، که من یه نمونه از اون رو پایین آوردم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;2- بنر ی که نمونه عکسش پایین می بینید با اون عکس کودک و... بر رو دیواره کانکس پایگاه نصب شد که یک سری از دوستان (انشاالله) بعد از ظهر روز عاشورا اون رو کندند( انشاالله با نیت خیر)، راستش گفتم بگم که نگید این بنر رو ما تو این مدت ندیدیم به هر حال این ابراز محبت به ما یه جورایی مستقیما به بیت المال مسلمین ضربه میزنه چون تماما از واحد مالی پرداخت شد و نظیر برخی فعالیتهای دیگر پایگاه نیست که از کمکهای مردمی تامین شده باشه به هر حال هر کی این لطف رو کرد انشاالله روز حساب رو از یاد نبره چون ما هنوز با قدرت ایستادیم و باز هم به فعایتهای فرهنگیمون ادامه میدیم و این مبالغ رو به هر منوال تامین میکنیم چون ما معتقد به آیه 32 سوره حج هستیم  و اگه قرار بود خسته و دلسرد بشیم باید خیلی زودتر از اینها خسته می شدیم چون &lt;strong&gt;بسیجی خسته نمیشه &lt;/strong&gt;(این هم در جواب اونهایی که به جهت تمسخر به ما میگن بسیجی خسته نباشی!)&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Jan 2009 13:25:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghacedak&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>ghacedak</dc:creator>
<guid>http://ghacedak.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محرم چگونه بود و ما چگونه باشیم؟</title>
<link>http://ghacedak.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>دیروزهای تاریخ که کهنسالان از  آن به قدیم الایام  یاد می کنند،  هنوز  سلیقه های ملی مخلوط نشده بود هر کس لباس محله خویش را  می پوشید، غذای مرسوم همان  دیار را می خورد و به همان میهمان پذیرایی می کرد.&lt;br /&gt;ایرانی ها با شروع  محرم  وسایل زینتی خانه ها را ، حتی در بعضی  موارد  پرده های نصب شده ی  خانه را  باز می کردند، زنان زینت آلات را  از خویش دور می ساختند، غذای مرسوم ایام  شادی را طبخ نمی کردند، قیافه ای که گویای  نشاط  و  شادمانی بود نداشتند، زیرا نشان حزین بودن از مقدمات عزاداری است.&lt;br /&gt;از عطرهای  خوشبو کننده غیر گلاب تا صرف  اطعمه ، آجیل و  تخمه  که  مخصوص زمان سرور و شادی بود اجتناب می کردند. سر درب  خانه بدون این که روضه  خوانی داشته باشد سیاه می زدند، زندگی روزانه خویش را با رفتن به روضه شروع می کردند. زن و مرد از آن چه آرایش استنباط می شد خودداری می نمودند. حتی محرم و صفر سرو صورت را اصلاح نمی کردند. &lt;br /&gt;حضرت آیت ا... العظمی مرحوم  حاج سید محمد هادی میلانی  مراسم  روضه خوانی داشتند، به  هنگام  نشستن  در جایگاهشان، چون  دیدند پتوی ملافه کرده ی سفیدی جهت نشستن ایشان مهیا نمودند دستور دادند برداشتند.&lt;br /&gt;روضه خوان ها روز  تاسوعا  و  عاشورا  پا و سر برهنه درکوچه و بازار و خیابان دیده &lt;br /&gt;می شدند.&lt;br /&gt; به هر حال  آن قدر  نشانه های  جالب توجه  از  عزاداران  دیده  می شد  که   سیاه پوشیدن، رسمی معمولی و همه جائی بود. و ای کاش! تمامی آن چه سنت بود، دوباره  برقرار می شد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این هم کار تبلیغاتی بخش تبلیغات واحد فرهنگی-پرورشی پایگاه که توسط چند ارگان و تشکل دیگه در سطح استان و شهر تهران توزیع شد(البته در سایز کوچکتر)&lt;/p&gt;&lt;img src=&quot;http://ghacedak.persiangig.ir/image/Paygah.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;فایل هدیه رو هم میتونید از &lt;a href=&quot;http://www.uplod.ir/download.php?file=687347&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; دریافت کنید&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 06 Jan 2009 12:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghacedak&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>ghacedak</dc:creator>
<guid>http://ghacedak.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غدیر یعنی ....</title>
<link>http://ghacedak.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;راستش به جا دونستم با یک کارت پستال بهتون غدیر رو تبرک بگم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://ghacedak.persiangig.ir/image/Paygah-Ghadir.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 17 Dec 2008 07:23:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghacedak&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>ghacedak</dc:creator>
<guid>http://ghacedak.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هفته بسیج تجلی شکوه حضور</title>
<link>http://ghacedak.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>
&lt;img src=&quot;http://ghacedak.persiangig.com/image/Hafteh%20Basij%2087/000.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;بازهم اول آذر ، باز هم خاطرات شیر مردانی که رفتند و شیر مردانی که هستند و ما هم یه تلاش کوچک در جهت گرامیداشت بزرگیشون می کنیم.&lt;br /&gt;این هفته برای ما با ورزش شروع شد اما آخرش به کجا ختم بشه خدا می دونه!!&lt;br /&gt;باقی مطالب( شرح تصویری ماوقع) رو می تونید در ادامه مطلب ببینید.&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 27 Nov 2008 07:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghacedak&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>ghacedak</dc:creator>
<guid>http://ghacedak.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>میم مثل ......؟! ( اندر احوالات کسی که با ذکر زهرا انرژی میگرفت)</title>
<link>http://ghacedak.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>
&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://ghacedak.persiangig.com/image/2e1yhbo.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اول سلام&lt;br /&gt;
دوم نمی دونم چی جوری شروع کنم اما واسه این تفریطیون متاسفم واسه اینهایی
که می خوان از اینور بوم نیافتن اما خبر ندارن که از اون ور بوم در
حال سقوطند راستش ریشه حجاب تو ایران خیلی قبل تر از اسلامه این رو واسه
ملی گرا ها می گم باور نمی کنید برید کتاب ویل دورانت جلد1 ص 552 رو
بخونید. بعد واسه فلسفیون این رو بگم که :&lt;br /&gt;
هيچ باغباني را سرزنش نمي كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده
است، چون باغ بي ديوار، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان
نمي ماند.&lt;br /&gt;
هيچ كس هم با نام و بهانه «آزادي» ديوار خانه خود را بر نمي دارد و شبها در حياطش را باز نمي گذارد، چون خطر رخنه دزد، جدي است.&lt;br /&gt;
هيچ صاحب گنج و گوهري هم، جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض ديد رهگذران
نمي گذارد تا بدرخشد، جلوه كند و چشم و دل بربايد، چون خود جواهر ربوده مي
شود.&lt;br /&gt;
هر چيز كه قيمتي تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر مي رود.&lt;br /&gt;
هر چه كه نفيس تر باشد، بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت لازمتر.&lt;br /&gt;
مگر نه اينكه آثار نفيس خطي را در موزه ها و ويترينها مي گذارند، تا با لمس دستهاي اين و آن، خراب نشود و از ارزش نيفتد؟!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخواهید یا نخواهید زنها خیلی خیلی از مردها خوشگلترند این یک مسئله
اجتناب ناپذیره، اما سرانجام این حرفها( به قول بعضی ها روشنفکری ها) بچه
هاییی هست که معلوم نیست پدر هاشون کیه ؟!! راستش بعضی ها اینطور فکر می کنند
که خوب اگه هرچی آزادی بیشتر باشه یعنی پوششی در کار نباشه انسان واسش
عادی تر می شه و میشه ، اما آیا خدا زن رو آفرید که بُعد زیباییش بی مصرف
بمونه راستش من به این اعتقادم که خود خدا هم این حجاب رو گذاشته (آیه 59
سوره احزاب ) تا حتی پیچش مو ی یک زن هم برای مرد محرک و تحریک کننده باشه
تا انسان بتونه با ازدواج و برقراری ارتباط با یه زن(دختر) حتی از نگاه و
پلک زدن و راه رفتن و … هم تحت تاثیر قرار بگیره و برای خانوم ها هم یه
حفاظ امنیتی در مقابل چشم های گرگ صفتان باشه( اگه فکر میکنید این حرفم
مسخره، می تونید این رو حتی از طریق دیدن فیلمهای خارجی هم به چشم ببینید) و
مطمئن باشید تو جوامع غربی هم یه سری حد و مرزهاست  و بدونید که
خانومهای جامعه با شکستن این حد و مرزها به اولین کسی که ضربه می زنند
خودشونند و خودشون رو تبدیل می کنند به یک عروسکی که تو هر جا و هر زمان
باید قدرت تامین نیاز جنسی مرد رو ولو با یک نگاه داشته باشه و لاغیر .
باور نمیکنید به دخترهای تو دانشگاه و اطراف نگاه کنید هدفشون از تحصیل
(البته به بعضی ها توهین نشه) هدفشون از اشتغال هدفشون از خرید هدفشون از
….. چیه به نظرتون ، این جور دخترهایی که صبح رو به شب می رسونند و فکر و
ذکرشون آخرین مد لباسه و آخرین مارک لوازم آرایشی به چه دردی می خورند جز
نقش یک عروسک اسباب بازی ( البته به نظر من شیک پوشی و تمیز بودن نشانه
فرهنگ ظاهری بالای یه آدمه البته به حدش تا اون میزان که جلب توجه نکنه و تو اسلام هم داریم النظافت من الایمان) و توصیه من هم به این پسرهایی که
دنبال این جور دخترها هم هستن اینه که معیارهاتون رو ببرید بالا چون بعد از
زایمان اول زن، دیگه این زن(از لحاظ ظاهری) همون فرشته تو قصه هاتون نیست
دنبال معیارهای دیگه باشید که با یک تب و با گذشت چند سالی از زندگی از
بین نره.&lt;br /&gt; از موضوع فاصله نگیریم به نظرم گلشیفته فرهانی شاید یک
بازیگر خوب باشه(به خصوص با بازی تو فیلم میم مثل مادر) اما اصلا نماینده
خوبی برای یک زن ایرانی نبود شاید نماینده برای یه سری از خود بیگانه که
فکر می کنند هر چی تو خارجه می گذره عین درستیه،&lt;br /&gt;
 اما من به این شعر حافظ ایمان دارم:&lt;br /&gt;
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد&lt;br /&gt;
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد&lt;br /&gt;
بخشیید سرتون رو بدرد اوردم.&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 04 Nov 2008 12:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghacedak&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>ghacedak</dc:creator>
<guid>http://ghacedak.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پوزش</title>
<link>http://ghacedak.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>
 
با سلام مجدد و پوزش بسیار&lt;br /&gt;یه قول به شما دادم که بنا به دلایلی نتونستم محققش کنم &lt;br /&gt;منظورم مقاله جدید بود راستش بهتره یه توضیحی اول بدم.&lt;br /&gt;راستیتش وقتی وبلاگ رو گردگیری کردم یه گروه تشکیل شد که وظیفه پشتیبانی رو به عهده داشت&lt;br /&gt;خلاصه من هم 90 درصد مقاله رو آماده کردم و به طور ناگهانی تمامی برنامه های تابستونی گروه به هم خورد&lt;br /&gt;مقاله من هم هنوز این گوشه افتاده سعی می کنم تمامی کارها رو خودم به عهده بگیرم و تو عید چند مقاله جدید ارسال کنم.&lt;br /&gt;فعلا  خداوند یارتون&lt;br /&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Mar 2008 10:36:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghacedak&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>ghacedak</dc:creator>
<guid>http://ghacedak.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازگشت</title>
<link>http://ghacedak.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>با سلام و عرض ارادت خدمت شما دوستان بعد از 3 ماه مشغله درسي و كاري بالاخره فراغت لازم براي ارسال مطالب جديد پيدا كردم پس از شما مي خواهم همراه من باشيد همراه اين ره كه رهپيماييش رهپيما مي خواهد و راهنما&lt;BR/&gt;اول حرف معذرت و پوزش به خاطر مشغله تو طول اين مدت&lt;BR/&gt;دوم كلام دعوت به همكاري و نظر دهي بيش از پيش براي پيش برد بهتر اين مسير&lt;BR/&gt;سوم از همه آمادگي براي دريافت تازه تر از تازه ها و بحث هاي داغ داغ داغ جامعه&lt;BR/&gt;&lt;BR/&gt;منتظر باشيد تا مطلب جديد با عنوان ..... با عنوان .... اصلا از اين سوسول بازي ها خوشم نمي اد اما چه كنيم كه بازار رقابت اين چيز ها هم داره اما ن نامردي نمي كنم و عنوان رو مي گم&lt;BR/&gt;با عنوان  من نه من هستم و نه خودم!&lt;BR/&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Jul 2007 12:58:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghacedak&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>ghacedak</dc:creator>
<guid>http://ghacedak.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حسین سینه زن نمی خواد</title>
<link>http://ghacedak.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>بعضی ها خودشون رو سینه چاک حسین می دونند و تو سینه زدن گوی سقبت رو از رفقا می ربایند.شب عاشورا تا صبح سینه می زنند و محاسنشون هم که ماشاالله... . اونوقت از ناموسشون غافلند، از این طرف تو هیئت تا صبح سینه می زنند و از اون ور خواهراشون تو باجه تلفن و تو معابر شهر فساد رو از محرم طلب می کنند و محرم الحرام رو بهترین فرصت برای جستن گناهان زبانی در پس باجه های تلفن و استیشن های کافی نت و بهترین فرصت برای انجام گناهان عینی و نگاهی و حتی جوارحی در کوچه خیابون های شهر می یابند. و والله که امام حسین نرفت شهید بشه که شما تا صبح سینه بزنید و والله که ابالفضل دستاشو واسه سینه زنی های شما از دست نداد امام حسن و 72 تن از یارانش واسه احیای امربه معروف و نهی از منکر رفتند ، اون چیزی که الان تو جامعه نمی شه پیداش کرد. خواهره می ره با پسر نامحرم  یکی  دو ساعت دل می دن و قلوه می گیرن اون وقت برادر خوش غیرتش جرات نمی کنه بگه چرا؟!&lt;BR/&gt;حاشا به غیرتت ، حاشا به مسلمونیت ، حاشا به سینه زدنت ، حاشا به یا حسین گفتنت....&lt;BR/&gt;به خدا اسلام رو این جور مسلمونها دارن خراب می کنند ، اینها هستند که زمینه ساز تبلور اسلام آمریکایی در جامعه متمدن اسلامی ایرانی ما هستند ، اسلامی که از آن تنها سینه زدنش بمونه و از رنگ و بوش تنها قسم خوردنی بیش نماند و مرحبا به تو که سینه چاک این تفکری نه سینه چاک حسین و نه سینه چاک محرم، مگه نه اینکه از دامان زن هست که مرد به معراج می ره ، به خدا قسم همین جعده زنان و قطام دختران هم می تواند جامعه را به این روز بیندازند. &lt;BR/&gt;والسلام</description>
<pubDate>Sat, 27 Jan 2007 22:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ghacedak&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>ghacedak</dc:creator>
<guid>http://ghacedak.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
